خرید بک لینک

من از این سرزمین چه خواستم

جدا از تکه ای نان ؛

سرزمین من ...!

گوشه ای سرشار از اطمینان ؛

جیبی سیر ؛

و مُشتی آفتابِ آرام ...

بارانی از دوست داشتن

و پنجره ای باز به سویِ

آزادی و عشق ...

من بیش از این چه خواستم

که هرگز ...نبود

تا که نیمه شبی ؛

دروازه ای را شکستم و رفتم ...

و برای همیشه رفتم ...!

« شیرکو بیکس »

ترجمه : « علی رسولی »

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 22:38

صفحه بندی